الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

187

شرح كفاية الأصول

مطلب دوم : بيان مختار در مسئله ( أظهرها . . . ) در اين مسئله اقوال زيادى وجود دارد ، كه عمدهء آن سه قول است : 1 - عدم جواز ، مطلقا ، نه به نحو حقيقت و نه به نحو مجاز . اين قول ، مختار محقّق قمى است . 2 - تفصيل بين جواز در « مفرد » به نحو مجاز ، و بين جواز در « تثنيه و جمع » به نحو حقيقت . اين قول ، مختار صاحب معالم است ، و مصنّف در عبارات بعدى به آن اشاره مىكند . 3 - عدم جواز عقلا . اين قول ، مختار مصنّف است . مطلب سوم : دليل بر مختار ( و بيانه . . . ) مصنّف در توضيح دليل بر امتناع عقلى مىفرمايد : در استعمال ، دو مسلك و مبنا وجود دارد : 1 - استعمال : جعل اللفظ عاملا ، أى : أمارة و علامة على المعنى . مطابق اين مسلك ، چون استعمال ، عبارت است از نشانه و علامت بودن لفظ براى معنا ، استعمال لفظ مشترك در دو يا چند معنا ، اشكالى ندارد ، زيرا يك چيز ( مثل لفظ ) مىتواند علم و نشانه براى اشياى مختلف ( معناهاى متعدّد ) باشد . 2 - استعمال : جعل اللفظ عاملا ، أى : عميلا للمعنى . مطابق اين مسلك ، لفظ در خدمت معنا و عامل براى آن است ، به گونه‌اى كه لفظ ، « وجه » و عنوان و مرآة براى معنا قرار مىگيرد تا چهرهء معنا در اين مرآة نشان داده شود ، و در اينجا لفظ ، فانى در معنا مىشود . در اينجا مناسب است براى توضيح بيشتر اين مسلك به يك « تنظير و تشبيه » اشاره شود : وقتى انسان قصد دارد آينه‌اى را از بازار خريدارى كند ، تمام توجّه او به خود آينه است و به اصطلاح ، آينه در اينجا جنبهء « ما فيه ينظر » دارد . امّا وقتى همين آيينه روى طاقچهء اتاق قرار مىگيرد ، و شخص مىخواهد چهرهء خودش را در آن ببيند ، جنبهء « ما به ينظر » پيدا مىكند ، به گونه‌اى كه تمام توجّه به چهره است و آيينه واسطه و حاكى از آن چهره مىباشد و در اينجا آيينه فانى در چهره خواهد بود و بلكه ديدن آينه ، عين ديدن چهره مىشود .